راز سخن

شمارهٔ ۷۸

انوری را ز حرص خدمت تو

انوری را ز حرص خدمت تو
چون بر آتش بود قدم پیوست
نتواند که زحمتت ندهد
گاه و بی‌گه چه هوشیار و چه مست
هست اینک ندیم حلقهٔ در
ای جهان بر در تو بارش هست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.