راز سخن

شمارهٔ ۲

انوری چون خدای راه نمود

انوری چون خدای راه نمود
مصطفی را به نور لوشینا
برد قدرش به دولت فرقان
پای بر فرق گنبد مینا
نور عرشش به عرش سایه فکند
چون تجلی به سینهٔ سینا
مسکن روح قدس شد دل او
نی دل تنگ بوعلی سینا
سخن از شرع دین احمد گو
بی‌دلا ابلها و بی‌دنیا
چشم در شرع مصطفی بگشا
گر نه‌ای تو به عقل نابینا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.