راز سخن

شمارهٔ ۲۹

یارم نشد آن بت پریوش هرگز

یارم نشد آن بت پریوش هرگز
زو شاد نگشت این دل غمکش هرگز
بی او ز دمم کم آمد آتش هرگز
یعنی نزدم باو دم خوش هرگز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.