راز سخن

شمارهٔ ۱۸۷ - مخترع

نه از می لعل آن مه پیکر آلود

نه از می لعل آن مه پیکر آلود
کز آب خضر گلبرگ تر آلود
مه اندر آسمان از شوق رویش
بود دیوانه ای خاکتر آلود
نباشد لاله زار اندر بهاران
کز اشک خونینم دشت و در آلود
شفق نبود که از خونین سرشکم
گذشت آنسان که روی دیگر آلود
کسی کاحوال فانی خواند ز اوراق
به خون دیده روی دفتر آلود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.