شمارهٔ ۳۰ - تتبع میر
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا
گل جدا آتش من نیز کند خار جدا
از جدایی من و یار ابر ز تأثیر بهار
من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا
چه فراق است که جانان چو جدا گشت ز من
دل ز جان گشت جدا جان ز تن زار جدا
آن پری پیکر ازین خسته جدایی طلبد
همچو جان کو شود از پیکر بیمار جدا
در و دیوار ز هم گشت جدا بس که زدم
سر جدا بر در آن کوی و به دیوار جدا
ساقیا داروی بیهوشیم افکن در می
که نباید به دلم هوش ز دلدار جدا
فانیا جام فنا نوش درین دیر اگر
بیخودی خواهی از آن دلبر خمار جدا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.