راز سخن

شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر

ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب

ای شهٔ مشرق شده چون آفتاب
وز تو جهان در حد مغرب بتاب
گر همه بر ماه رسد افسرم
هم به ته پای تو باشد سرم
رو تو چو خورشید زمشرق برآی
من بسم ، اسکندر مغرب گشای
نا تو به مشرق بوی و من به غرب
حربه خورد هر که درآید به حرب
ور به ملاقات رهی رای تست
افسر من خدمتی پای تست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.