شمارهٔ ۱۸۷۹
هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
هیچ تنگ شکر چو آن دیدی؟
این زمانت که در کنار آمد
جز کمر هیچ در میان دیدی؟
در چمن همچو شمع مجلس ما
طوطی آتشین زبان دیدی؟
در سخن جز شراب آتش فام
ز آب آتش نشان نشان دیدی؟
راستی را شمایل قد او
هیچ در سرو بوستان دیدی؟
پرتو روی او بگو روشن
هیچ در ماه آسمان دیدی؟
همچو غرقاب عشق او، خسرو
هیچ دریای بیکران دیدی؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.