شمارهٔ ۱۶۳۰
ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
تهمت آلود زبان چند کس خواهی شدن؟
من ز دورت هم نبینم، تو علی رغم مرا
مونس چشم و روان چند کس خواهی شدن؟
جان دهد هر کس که بیند ناگهت، زین گونه گو
تا بلای ناگهان چند کس خواهی شدن
از خرامت بس که میمیرد بسی نظارگی
جان خسرو، جان ستان چند کس خواهی شدن؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.