راز سخن

شمارهٔ ۱۶۰۷

من خسته را ز آن خود کن، ببین

من خسته را ز آن خود کن، ببین
یک امروز مهمان خود کن، ببین
مخور باده، آیینه در پیش دار
نظر در گلستان خود کن، ببین
ندیدی که مه در گریبان بود
سر اندر گریبان خود کن، ببین
اگر نشکند در ز دندان تو
یکی زیر دندان خود کن، ببین
چه گویی که خسرو از آن من است
من خسته را ز آن خود کن، ببین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.