شمارهٔ ۱۴۸۱
من آن ترک طناز را می شناسم
من آن ترک طناز را می شناسم
من آن شوخ بدساز را می شناسم
مبینید تا می توانید در وی
که من آن سرانداز را می شناسم
نبینم به سویش ز بیم دو چشمش
که آن هر دو غماز را می شناسم
شبم تازه شد جان به دشنام مستی
تو بودی، من آواز را می شناسم
ز من پرس ذوق سخنهای خسرو
که من آن ره ساز را می شناسم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.