راز سخن

شمارهٔ ۱۳۰۶

ای گریه، ترا چه شکر گویم؟

ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
کز تست هزار آبرویم
آید همه، بوی آتش دل
هر بار که از جگر ببویم
بیگانه و آشنا به یک بار
دانند که من غلام اویم
ای دیده، به جای اشک خون ریز
یا دست ز دیدنت بشویم!
گفتی که «اسیر کیست خسرو؟»
از غمزه بپرس، من چه گویم؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.