راز سخن

شمارهٔ ۹۸۱

هر کرا خال عنبرین باشد

هر کرا خال عنبرین باشد
گر کند ناز، نازنین باشد
غمزه ات چون کمین کند بر خلق
ترک جانباز در کمین باشد
روی تو خرمن گلی ست، از آنک
خرمن ماه خوشه چین باشد
تا ترا نیز قصد جان و دل است
کار ما نزد عقل و دین باشد
در سماعی که عشقبازان را
بزم پر آه آتشین باشد
آستین برفشان که بهر نثار
همه را جان در آستین باشد
پیش رخساره منور تو
روی خورشید بر زمین باشد
آفرین بر جمال تو که بر او
ز آفریننده آفرین باشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.