شمارهٔ ۸۱۱
هر که به دنباله کامی بود
هر که به دنباله کامی بود
پیش تو چون بنده غلامی بود
شاخ جوانیم ز سر بشکند
گر ز توام باز سلامی بود
ماه که در نیم بماند تمام
پیش رخت نیم تمامی بود
خون دلم خوردی و بگذاشتی
جرعه باقی که به جامی بود
نیز خوشم کز لب چون آتشت
هر که نشد سوخته خامی بود
جانش به صیاد نباید سپرد
هر که چو من بسته دامی بود
دوش به خسرو شکری داده ای
زان لب جان بخش که دامی بود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.