شمارهٔ ۷۸۹
آخر این دردم به درمان کی رسد
آخر این دردم به درمان کی رسد
نوبت دیدار جانان کی رسد
این دل سرگشتهی سودا زده
از وصال او به سامان کی رسد
آدم آشفته دل در انتظار
مانده تا پیغام رضوان کی رسد
دیده یعقوب بر راه امید
تا دگر یوسف به کنعان کی رسد!
دل چو بلبل زار و نالان در فراق
تا گل رویت به بستان کی رسد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.