راز سخن

شمارهٔ ۷۷۰

یار زیبای مرا باز به من بنمایید

یار زیبای مرا باز به من بنمایید
ترک رعنای مرا باز به من بنمایید
لاله می رویدم از خون جگر بر رخسار
سرو بالای مرا باز به من بنمایید
نیست آراسته بی آن مه زیبا مجلس
مجلس آرای مرا باز به من بنمایید
عشرتم یاد همی آید از افزایش غم
عشرت افزای مرا باز به من بنمایید
تا ازان زلف شده دور برفتم از جای
آخر آن جای مرا باز به من بنمایید
پیشتر زانکه به یغما برود خانه عمر
شیر یغمای مرا باز به من بنمایید
از فراقم همه ناسازی و نابینایی ست
یار زیبای مرا باز به من بنمایید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.