شمارهٔ ۱۷۱
خط کز لب آن پسر دمیده ست
خط کز لب آن پسر دمیده ست
افسون است که بر شکر دمیده ست
بنگر که ز آب دیده یکی ست
آن سبزه خوش که بر دمیده ست
از رشک رخت سحر دم سرد
بر آینه قمر دمیده ست
برخاست ز آتش رخت دود
از بس که خط تو بر دمیده ست
آخر شکری بده به خسرو
زان لب که نبات بر دمیده ست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.