شمارهٔ ۶
اوّلْ گمّه با قادرْ اَفسونهی عِشْقْ
اوّلْ گمّه با قادرْ اَفسونهی عِشْقْ
بساته گِل عاشقْ (آدم) بِهُونهیِ عِشْقْ
فکر و فهم وُ اِدراکوُ، فَرزونهیِ عِشْقْ
بسٰاتْ (ته) عُنْصُرِ خاکْرِهْ نشونهی عِشْقْ
دَهْ عَقْل وُ مِوالیدِ سه گونهی عِشْقْ
شُعله زَنّه آتِشْ به دَروُنهی عِشْقْ
یَعْقُوبْمه، مه بَیتُ الحَزِنْ خونهی عِشْقْ
تا یُوسفْ به چاهْ بَیّیهْ رَوُونهی عِشْقْ
امیر گِنِهْ: هَسِّمه یگُونهی عِشْقْ
تَوفیقِ خِدا دارْمِهْ نشونهی عِشْقْ
صَدْ سالٰ بدنی (به دَنی) دارمه بهونهی عِشْقْ
کَئوُ دِلْ به خاکْ شُومِّهْ به خونهی عِشْقْ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.