شمارهٔ ۱۵۲
تشْ دکَتْ منهْ دلْ صفتِ تَنُوره
تشْ دکَتْ منهْ دلْ صفتِ تَنُوره
سُوزمهْ کُشتهْ آسا که خَط دارْنه، بُوره
کَیْ بُو بَوینمْ دوستْ که پریهْ، حوره
داغ، لخت وُ زمینْ سخت و سمٰا پرْ دوره
پیغوم بَورْ به مه دوستْکه ماه و هوره:
«تنه ندییِنْ، سوتهْ دلْ بیشعوره»
«دَکنمْ زَری لَشتْ، ته عَنبرِ موره»
«اندی بَکشمْ، تَرْکْ بکَنی دْ روره»
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.