راز سخن

شمارهٔ ۱۴۴

اونوختْ که خدا بنا کرده دنیاره

اونوختْ که خدا بنا کرده دنیاره
اوّلْ وی بساته آدمُ و حوّا ره
عرش و کرسی و لوح و پروینْ ستاره،
هرگزْ ندیمه ته صورتْ آدمزاره
محمّد که وی رونق هدا دنیاره
علی که پادشاهِ دُلدُلْ سواره
موسٰا که ونه عصا، اژدهٰا بقماره،
به دستِ فَلکْ، جومه بَکرْدنْ بونْ پاره

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.