شمارهٔ ۱۱۶
اَمیر گنه: تا تُخم خلق پاشنْدیین
اَمیر گنه: تا تُخم خلق پاشنْدیین
این شربت (شَروتِ) مِرِه اُوندَمْ بچاشندیین
اُون مَحَلْ که عشقِ تش ره واشندیین
مره به هَمُونْ آتش دپاشندیین
اوندم که منه کارره کلاشندیین
او بیاردنْ، غَمْ مایه بچاشندیین
خوبکرده وی نمکْپلاشندییت (بپاشندیین)
دستِ فلک، خون دل پلاشندیین (بپاشندیین)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.