شمارهٔ ۷۴
امیر گنه: مه دوستْ که مره کنه جنگ
امیر گنه: مه دوستْ که مره کنه جنگ
دُوستِ جنگْ نواجشْ بُو، نُوومره ننگ
خوبونْ به شراب مَستنهْ، مُطْرِبون چنگ
منْ عاشقِ ته کار و کردارمهْ، خشْ خنگ
اُونْها کرده ته عشقْ به منه دِل تنگْ
اُونطورْ که رُومی به تُرکسْتُونْ کرد بُو جنگ
بالابلنْ، مشکینْ کَمنْ، مه میوون تنگ
دَنْدُونْ دُرّو لُو عقیقه، ته دهونْ تنگْ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.