شمارهٔ ۱۶
پلنگِ دَمانْ، شیرِ نَرْ ته وَرْ ماده
پلنگِ دَمانْ، شیرِ نَرْ ته وَرْ ماده
ته دوست سوار بوئه، ته دشمنْ پیاده
حاتمْ که دَنی داشته وی جامِ باده
همهی کَرمْ دارُونَه وی بیه زیاده
اونطور که تنه کَرْم بَیّهْ آماده،
گَرْ حاتمْ بیبو، سفرهْ بَئی بو ساده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.