شمارهٔ ۲۴۷
امیر گنه: بَسُوتمهْ چه سُوته دٰارهْ
امیر گنه: بَسُوتمهْ چه سُوته دٰارهْ
اَونْطُورْ بَسُوتمه، هرگزْ کس ظن نداره
بشکسته کشتی مُونّم دَرْیُو کناره
کِلاکْ بَئیته، میون کنار بواره (بباره)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.