راز سخن

شمارهٔ ۲۳۸

هر جا که دلْ آشوبه وُ دادْرَس ْ (دست‌رس) نییهْ

هر جا که دلْ آشوبه وُ دادْرَس ْ (دست‌رس) نییهْ
مه ونگْوُ فریادْ ره کَسْ فریادْرَسْ نییه
هر چَنْ که تنهْ چاچی کَمون لَسْ نییه
مه دلْ ره هزارْ تیرْ بَزویی، وَسْ نییه؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.