راز سخن

شمارهٔ ۲۰۲

واجب‌الوجودِ عَلَم الاسمامه

واجب‌الوجودِ عَلَم الاسمامه
کُنْتُ کَنْزاً گِرِهْ رهْ من بُوشٰامهْ
خمیر شده (کرده)ی، آب چهل صبامه
اَرزونْ مَفروش دُرً گرونبهامه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.