راز سخن

شمارهٔ ۱۹۰

سَرْره بشسّی، زلف کنّه کینه کینه

سَرْره بشسّی، زلف کنّه کینه کینه
سرخه گلْ بوارسّه، میونِ سینهْ
تو مه سورهْ داریُ و من ته مَمینهْ
بروُ دَ پیچمْ، که (مه) مدّعا هَمینهْ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.