راز سخن

شمارهٔ ۱۴۷

چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو

چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو
زرِ شیشه‌ره مونّی، گِلُودَری تو
اگر دونّم که قلم فرُو دری تو،
اونوخت اِمِّهْ من، اوّلِ خُودری تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.