شمارهٔ ۱۴۱
گر دوست شه دست ره ته سر بما لنّی بو
گر دوست شه دست ره ته سر بما لنّی بو
اون هشت و چار نظر با تو بئی بو
دوست عرقْ اَر دَرگِلِه باغ شنّی بو
تموم گله باغ، گل و گلو بئی بو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.