شمارهٔ ۱۲۹
به بازی نردْ دوست دلْ بیته آیین
به بازی نردْ دوست دلْ بیته آیین
به فکر گشاد بَنیشتمهْ یکتایی پائین
بَیْتِمِهْ گِشادُ و نَقشْ نمُو اِساوینْ
دَکْتمهْ به ششدَرْ، ونگْ بیامُو واچین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.