راز سخن

شمارهٔ ۵۱

مِنْ بَمِردِهْ روزْ لاشْ رِهْ منه صحرا کَشْ

مِنْ بَمِردِهْ روزْ لاشْ رِهْ منه صحرا کَشْ
انگیسْ دَکِنْ مه زِبُونْ رِهْ پیکِفا کَشْ
ذِرّه ذِرّه تو منه گوشتْ رِهْ تِفاکَشْ
نَکِنْ سَرزَنِشْ، بیمه تنه جفا کَشْ

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.