راز سخن

شمارهٔ ۱۵۱

ای نور مه از جمال رخسارهٔ تو

ای نور مه از جمال رخسارهٔ تو
ای ظلمت شب ز خال رخسارهٔ تو
هرگز نفسی مباد کاین دیدهٔ من
خالی بود از خیال رخسارهٔ تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.