راز سخن

شمارهٔ ۴۳

در راه نسا ای ملک پاک سرشت

در راه نسا ای ملک پاک سرشت
جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت
دوزخ دره‌ای گذاشتم ناخوش و زشت
چون پیش تو آمدم رسیدم به بهشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.