راز سخن

شمارهٔ ۲۶

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی
و یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستی
بیا کی گویی اندر جام مانند گلابستی
به خوشی گویی اندر دیدهٔ بی‌خواب خوابستی
سحابستی قدح‌ گویی و می قطر سحابستی
طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی
اگر می نیستی یکسر همه دل‌ها خرابستی
وگر در کالبد جان را به دل هستی شرابستی
اگر این می به ابر اندر به چنگال عقابستی
از آن تا ناکسان هرگز نخوردندی صوابستی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.