راز سخن

شمارهٔ ۸۱

بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند

بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
ز بهر کشتن ما تیغ تیز می‌جویند
دلی که می‌شود از درد عشق سرگردان
در آن دو سلسله مشک‌بیز می‌جویند
چو تو کرشمه‌کنان می‌رسی، دگر خوبان
ز شرم روی تو راه گریز می‌جویند
کسان که طره شمشاد می‌زنند گره
هلاک فاخته صبح‌خیز می‌جویند
به تیغ هجر تو شاهی نه آن شهید بلاست
که خون او به گه رستخیز می‌جویند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.