راز سخن

بخش ۲۷ - در بیان شوق محبت میفرماید

شوق، شهباز محبت را پرست

شوق، شهباز محبت را پرست
در حریم انس جان را رهبر است
شوق، دار و خانه اهل بلاست
کلبه پر نور مستان خداست
شوق را گرچه بلند آمد مقام
نیست یکسان اندر او هر خاص و عام
دوستی بی شوق نپذیرد کمال
وانکه بی چوگان نشد گوی رجال
سالکان را در طریقت هر زمان
همتی بخشد خداوند جهان
گرچه هر دم عشق را جولان کنند
اشتیاق قرب را قربان کنند
در طلب یاد نهایت نارواست
زانکه مطلوب همه بی منتهاست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.