راز سخن

شادی

ای پیر خرابات دل، آبادم کن

ای پیر خرابات دل، آبادم کن
از بندگی خویشتن، آزادم کن
شادی بجز از دیدن او، رنج بود
شادی بزدای از دلم، شادم کن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.