میلاد گل
میلاد گل و بهار جان آمد
میلاد گل و بهار جان آمد
برخیز که عید میکشان آمد
خاموش مباش، زیر این خرقه
بر جان جهان، دوباره جان آمد
برگیر به دستْ پرچم عشّاق
فرمانده ملکِ لامکان آمد
گلزارْ ز عیش، لاله باران شد
سلطانِ زمین و آسمان آمد
با یار بگو که پرده بردارد
هین! عاشق آخر الزّمان آمد
آماده امر و نهی و فرمان باش
هشدار، که منجی جهان آمد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.