راز سخن

سرود عشق

بهار آمد و گلزار، نور باران شد

بهار آمد و گلزار، نور باران شد
چمن ز عشق رُخ یار، لاله افشان شد
سرود عشق ز مرغان بوستان بشنو!
جمال یار ز گلبرگِ سبز، تابان شد
ندا به ساقی سرمستِ گلعذار رسید
که طرْف دشت چو رُخسار سرخِ مستان شد
به غنچه گوی که از روی خویش، پرده فکن
که مرغ دل ز فراق رُخت، پریشان شد
ز حال قلبِ جفا دیده ام، مپرس، مپرس
چو ابر از غم دلدار، اشک ریزان شد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.