راز سخن

قبله عاشق

بهار شد، در میخانه باز باید کرد

بهار شد، در میخانه باز باید کرد
به سوی قبله عاشق، نماز باید کرد
نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
که دل ز هر دو جهان، بی نیاز باید کرد
کنون که دست به دامان سرو می‏نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد
غمی که در دلم از عشق گُلعذاران است
دوا به جام میِ چاره ساز باید کرد
کنون که دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدی سرفراز باید کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.