راز سخن

شماره ۲۵۴

بی توشه چه سازد دل من روز قیامت

بی توشه چه سازد دل من روز قیامت
جان چون بَرد آن روز، دل از تیغ ندامت
یا رب! نظری کن زِ کَرَم بر منِ مسکین
زان مرحله تا بگذرد این جان، به سلامت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.