راز سخن

شماره ۲۴۸

تا این دلِ من یک دم، در شهد حضور افتاد

تا این دلِ من یک دم، در شهد حضور افتاد
در سلسله ی جانم، سر مستی و شور افتاد
غربال شد اندر جان، این خاک وجود از نو
دستِ دغلِ ابلیس، این بار به دور افتاد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.