راز سخن

شماره ۱۹۳

در دشت سینه ما را کُن آتشی فروزان

در دشت سینه ما را کُن آتشی فروزان
تا صبحگاه محشر ما را در آن بسوزان
در کارزار عشقت خامی زِ دل برون کن
صد تیر پختگی را، بر جان او بدوزان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.