راز سخن

شماره ۱۶۳

دست تقدیرش مرا چون گویِ چوگان می کند

دست تقدیرش مرا چون گویِ چوگان می کند
گردنم را تار گیسویش گروگان می کند
خوان دل را غمزه ای از او به یغما می برد
هر چه می خواهد، قضایش با دلم، آن می کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.