شماره ۱۲۹
دیری است من از فرقت تو ، زهر چشانم
دیری است من از فرقت تو ، زهر چشانم
دستی بِنما، در صف یاران بکشانم
قربانگهی ار بر منِ دلداده نمایی
بی وقفه به پایت سر و جان را بِفِشانم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.