شماره ۱۲۶
گوشَت به شاعر آور و دِه بر هر آنچه گفت
گوشَت به شاعر آور و دِه بر هر آنچه گفت
زورت به رخ مکش دگر ای گردنش کلفت
گر لکّه ای نشیند از آن، روی دامنت
با آب زمزمش نتوانی از آن برُفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.