شماره ۳۵
ناگه از کار جهان نکته ای آمد یادم
ناگه از کار جهان نکته ای آمد یادم
گرچه من از پدرو مادری آدم، زادم
زندگی جام دلم را دمِ سوهان بگرفت
تا بَرد زنگ جهالت ، بشوم من آدم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.