گلعذار عشق
عمری به دل شـده ام رهگذار عشق
عمری به دل شـده ام رهگذار عشق
افتـــد به دیده مگر گلعذار عشق
دیــدم بـه بـام تمــاشا شـدم به دل
چرخی زدم چو پرستو مدار عشق
تا جلـوه ای به دلم از رخش نشست
در باغ جلوه شـدم من هزار عشق
تا جان گرفت مرا، آن هوای دوست
چه چه زنان بکشیــدم هوار عشق
انــدر کمنـد نگـاهش چـو دل فتــاد
راهی شدم پی آن شهسـوار عشق
در لجّــه ی خطــر انـدر فضای دهر
دل می زنم به دلش با گدار عشق
الیـــار! اگــر نپذیری به جـان خطـر
در مکتبت نپــذیرد نگــار عشق
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.