نرگس غماز
فصل گـــل آغاز شد
فصل گـــل آغاز شد
چشـم دلـم با زشد
هر گل وگلچهره ای
مخــزنی از راز شد
نغمــه ی بـــاد وزان
بردل من ســاز شد
یـار من از ره رسیــد
نرگــس غماز شـد
جـــان من از شوق او
در پــــی پـرواز شد
نــــای دل از روی او
چشمــه ی آواز شـد
مرغ دلـــم پرگرفت
بـــر زَبَـــر بــاز شد
بحر جمــــالش فزود
اردک جــان غاز شد
شور وی عالم گرفت
روضه ی دلبـــاز شد
مـردم چشمـــــان او
چون لـب دمساز شد
عشوه ی اودرجهــان
دلبــر تک تـــاز شد
هر قدمـش عاشـــقی
کشتـه ی این ناز شد
کلک من انـــدر کفم
مست سرانـــداز شد
شعر تو الیـــار از آن
بر خــط ایجـــاز شد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.