راز سخن

بخش ۴۱ - ذکر شهادت محمد بن مسلم بن عقیل سلام الله علیه

به مینو چو عبدالله پاک تاخت

به مینو چو عبدالله پاک تاخت
برادرش بازوی مردی فراخت
جوانی محمد نکو نام او
به مردی سپهر حرون رام او
ازآن پس که بخت خود آشفته یافت
برادرش را تن به خون خفته نیافت
بنالید ودستوری از شاه جست
به میدان شدو پهنه ازخون بشست
چو فرخ برادر دلیری نمود
به دشمن بر و چنگ شیری نمود
مبارزه فکند از هیون چند مرد
به فرجام شد کشته اندر نبرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.