بخش ۱۲۲ - فرستادن امام(ع)درشب عاشورا شاهزاده علی اکبر را با جمعی دیگر به آوردن آب
چو ازکار یاران بپرداخت شاه
چو ازکار یاران بپرداخت شاه
بفرمود تا خیمه و بارگاه
پس و پشت هم برکنند استوار
که دشمن برایشان نیارد گذار
ودیگر یکی کنده فرمود شاه
بکندند برگرد آن خیمه گاه
مرآن کنده را پر زهیزم نمود
پس آنگه به فرزند فرخ سرود
که از یاوران سی سوار بکار
پیاده دو ده مرد هامون سپار
ببر با خود ای شیر دشت نبرد
به گرمی رسان سوی ماآب سرد
دمان شاهزاده سوی رود رفت
هم مشک ها کرد پر آب و تفت
سوی خرگه شاه شد بی گزند
به همراه یاران پیروزمند
شهنشه به یاران خود آب داد
سپس گفت: ای نامداران راد
بشویید ازین آب روشن دهان
که هست آخرین قوتتان درجهان
بسازید ازین آب غسل و وضو
بسایید پیش خداوند رو
بشویید رخت بر خویشتن
که باشد شما را به جای کفن
در آن شب گزین سبط شاه حجاز
گهی در دعا بود و گاهی نماز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.